خرید بک لینک
زمانه پندی آزادوار داد مرا / زمانه را چو نکو بنگری همه پند استبه روزِ نیکِ کسان گفت تا تو غم نخوری / بسا کسا که به روزِ تو آرزومند استزمانه گفت مرا: خشمِ خویش دار نگاه / کرا زبان نه به بند است پای در

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: شنبه 14 دی 1398 ساعت: 18:46

بیا، درساز با ما، پیشتر زآنک / ز تو خوبی شود، وز من جوانیز تو صد رنجِ دل دارم ولیکن / نگویم قصّه، میدانم که دانیقضایِ چرخم افکنده بدین روز / که کوشد با قضایِ آسمانی؟نظامی بر تو ختمِ عاشقی کرد / که هس

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: شنبه 14 دی 1398 ساعت: 18:46

درفگنیم چون زمان، برکشیَم بر آسمان / وای برین قبول اگر عاقبتم رها کنی

وه که نظامی از غمت سوختۀ جفایِ توست / شرم نداری از خدا؟ چند بَرو جفا کنی؟

( غزلیّات نظامی )

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: شنبه 14 دی 1398 ساعت: 18:46

عمری گذشت و هیچ به فرمان نمیشوی / زین کردهای خویش پشیمان نمیشویقرآن کلامِ اوست، بخوانی و بشنوی / لیکن چه سود؟ پیروِ قرآن نمیشویدُرّ بایدت همی و به دریا نمیروی / گُل بایدت همی به گلستان نمیشوی ( غ

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: شنبه 14 دی 1398 ساعت: 18:46

شاد زی با سیاهچشمان، شاد / که جهان نیست جز فسانه و بادزآمده شادمان بباید بود / وز گذشته نکرد باید یادنیکبخت آن کسی که داد و بخورد / شوربخت آنکه او نخورد و ندادباد و ابر است این جهانِ فسوس / باده پیش

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: شنبه 14 دی 1398 ساعت: 18:46

درست و راست کناد این مَثَل، خدای، ورا / اگر ببست یکی در، هزار در بگشاد

خدایِ عرش، جهان را چنین نهاد نهاد / که گاه مردم شادان و گه بوَد ناشاد

( رودکی )

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: شنبه 14 دی 1398 ساعت: 18:46

نغزدرختی و بهارت خوشست / ای خُنُک آن را که تو بر میدهی

چونکه نهای ضامنِ یکروزه عمر / وعده چرا سالِ دگر میدهی

( غزلیّات نظامی )

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: شنبه 14 دی 1398 ساعت: 18:46

ای رفته گدایانِ تو را دعویِ شاهی / وی آمده شاهان به درت بهرِ گدایی

از دستِ فراقِ تو کسی زنده نماندهست / پس باز چه پرسی تو که چونی و کجایی؟

( غزلیّات نظامی )

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: شنبه 14 دی 1398 ساعت: 18:46

از دوست به هر چیز چرا بایدت آزرد؟ / کاین عیش چنین باشد، گه شادی و گه دردصد نیک به یک بد نتوان کرد فراموش / گر خار براندیشی، خرما نتوان خورداو خشم همی گیرد، تو عذر همی خواه / هر روز به نو، یارِ دگر می

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: شنبه 14 دی 1398 ساعت: 18:46

تُرکی مرا خون میخورد، ای ترکِ خونخوار آن تویی / یاری مرا دل میبرد، ای یارِ دلدار آن توییقندی، طبرزد پارهای، عاشقکشی، خونخوارهای / لالهصفت رخسارهای، ای لالهرخسار آن توییشیریندهانی چون رطب، ن

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: شنبه 14 دی 1398 ساعت: 18:46

وفاداری کن و نعمتشناسی / که بدفرجامی آرد ناسپاسیوگر دانی که بدخویی کند یار / تو خویِ خوبِ خویش از دست مگذارتو نیکویی کن و در دجله انداز / که ایزد در بیابانت دهد بازکه سعدی هرچه گوید پند باشد / حریصِ

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: چهارشنبه 4 دی 1398 ساعت: 14:11

روزگار آشفتهتر، یا زلفِ تو، یا کارِ من؟ / ذرّه کمتر، یا دهانت، یا دلِ غمخوارِ من؟شب سیهتر، یا دلت، یا حالِ من، یا خالِ تو؟ / شهد خوشتر، یا لبت، یا لفظِ شکّربارِ من؟نظمِ پروین خوبتر، یا دُر و یا د

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:32

نظر کردم به چشمِ رای و تدبیر / ندیدم بِه ز خاموشی خصالینگویم لب ببند و دیده بردوز / ولیکن هر مقامی را مقالیزمانی درسِ علم و بحثِ تنزیل / که باشد نفسِ انسان را کمالیزمانی شعر و شطرنج و حکایت / که خاطر

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:32

غارت آوردنِ او بر دلم امشب دیدی؟ / تاختن بردنِ من بر لبِ او فردا بینمن و شیرینلبِ او، هر روز، یک کاسه خوریم / خوردنِ من جگر و خوردنِ او حلوا بینجان فروشم به دو بوسه، به یکی جو نخرند / سستیِ مشتری و ک

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:32

چون غنچه دلی دارم، پرخون ز جفایِ تو / عمرم به کران آمد در عهد و وفای توهرجا که غمی بینی، خواهی ز برای من / هرجا که دلی بینم، خواهم ز برای توصد جامه قبا کردم در آرزوی وصلت / در بر کشمت آخر، یک دم چو قب

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:32

نیست گشاده چشمِ من جز به جمالِ رویِ تو / بستۀ غم نشد دلم جز به شکنجِ موی توپیشِ من آی ساعتی، با تو مگر دمی زنم / زانکه به لب رسیده شد جانم از آرزوی توهست خمار چشمِ تو، خفته چراست بختِ من؟ / زهرِ غمست

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:32

نخست اندیشه کن، آنگاه گفتار / که نامحکم بوَد بیاصل دیوار

چو بد کردی مشو ایمن ز بدگوی / که بد را کس نخواهد گفت نیکوی

( مثنویّات سعدی )

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:32

خرمنِ عمرم چو شمع از یک نگاهِ گرم سوخت / دیرصلحی، زودخشمی، ظالمی، خونخوارهایگلرخی، شکّرلبی، سنگیندلی، سیمینبری / دلگشایی، لالهخدّی، مشتریرخسارهایشِکوهها دارد نظامی زان بتِ گلپیرهن / چون ندارد

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:32

حدیثِ پادشاهانِ عجم را / حکایتنامۀ ضحّاک و جم رابخواند هوشمندِ نیکفرجام / نشاید کرد ضایع خیره ایّاممگر کز خویِ نیکان پند گیرند / وز انجامِ بَدان عبرت پذیرند ( مثنویّات سعدی )

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:32

حرامش باد بدعهدِ بداندیش / شکم پر کردن از پهلویِ درویششکم پر زهرِ مارش باد و کژدم / که راحت خواهد اندر رنجِ مردمروا دارد کسی با ناتوان زور؟ / کبوتر دانه خواهد هرگز از مور؟اگر عنقا ز بیبرگی بمیرد / شک

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:32

صفحه بندی